۵ اشتباه رایج در ایجاد پرسونا که به برند شما آسیب میزند
ایجاد پرسونای خریدار مؤثر، یک گام حیاتی در توسعه یک استراتژی بازاریابی موفق و تاثیرگذار است. پرسوناها به شما کمک میکنند تا درک عمیقی از مخاطبان هدف خود، از جمله نقاط ضعف، انگیزهها، ترجیحات و رفتارهای آنها به دست آورید. با این دانش جامع، میتوانید محتوا، پیامها و تجربیات مشتری ایجاد کنید که واقعاً با مشتریان ایدهآل شما ارتباط برقرار کرده و در سطح شخصیتری با آنها تعامل داشته باشد.
با این حال، بسیاری از کسبوکارها در هنگام ایجاد پرسونا، در دام اشتباهات رایج میافتند که در نهایت به شهرت برندشان آسیب میزند و تلاشهای بازاریابی آنها را تضعیف میکند. در این مقاله مفصل، پنج مورد از رایجترین اشتباهات در ایجاد پرسونا را که شرکتها با آن مواجه میشوند، بررسی خواهیم کرد. علاوه بر این، نکات عملی و بهترین شیوهها را در مورد چگونگی اجتناب از این اشتباهات و ایجاد پرسوناهایی که به طور موثر از اهداف بازاریابی شما پشتیبانی میکنند، ارائه خواهیم داد.
اشتباه شماره 1: تکیه بیش از حد بر دادههای جمعیتشناختی
یکی از رایجترین اشتباهات در ایجاد پرسونا، تاکید بیش از حد بر اطلاعات جمعیتشناختی مانند سن، جنسیت، سطح درآمد، تحصیلات و عنوان شغلی است. در حالی که دادههای جمعیتشناختی میتوانند یک نمای کلی مفید از مخاطبان هدف شما ارائه دهند و بازار را به گروههای گسترده تقسیم کنند، اما به سختی تصویر کاملی از اینکه مشتریان شما واقعاً به عنوان افراد چه کسانی هستند، ارائه میدهد.
پرسوناها باید فراتر از صرفاً دادههای جمعیتشناختی سطحی باشند. برای درک واقعی ذهنیت و انگیزههای خریداران خود، باید عمیقتر در رواننگاری آنها تحقیق کنی. این شامل ارزشهای اصلی، علایق، آرزوها، نقاط ضعف، اهداف و فرآیندهای تصمیمگیری آنها میشود. چالشهای روزمره آنها چیست؟ چه چیزی آنها را به جستجوی راه حل سوق میدهد؟ هنگام جستجو و استفاده از محصولات یا خدماتی مانند محصولات شما، با چه ناامیدیهایی روبرو میشوند؟
دادههای جمعیتشناختی بدون شک یک نقطه شروع خوب است، اما برای ایجاد پرسوناهای غنی و چند بعدی که واقعاً نماینده مشتریان شما باشند، باید با تحقیقات کیفی تکمیل شود. مصاحبههای عمیق، نظرسنجیها، گروههای متمرکز و جلسات آزمایش کاربر را برای کشف بینشهای عاطفی و رفتاری که به پرسوناهای شما جان میبخشد، انجام دهید.
اشتباه شماره 2: ایجاد تعداد زیادی پرسونا
وسوسهانگیز است که بازاریابان سعی کنند برای هر بخش مشتری احتمالی که میتوانند تصور کنند، پرسونا ایجاد کنند. با این حال، این رویکرد اغلب نتیجه معکوس میدهد و منجر به سردرگمی، ناسازگاری در پیامرسانی، تضعیف هویت برند و عدم تمرکز در تلاشهای بازاریابی میشود.
تعداد ایدهآل پرسونا معمولاً بین سه تا پنج عدد است. این پرسوناها باید نماینده مهمترین و ارزشمندترین گروههای مشتری شما باشند، بخشهایی که کسبوکار شما به بهترین وجه برای خدمترسانی به آنها مجهز است و بالاترین درآمد و رشد پایدار را به همراه خواهند داشت.
هنگامی که پرسوناهای اصلی خود را شناسایی کردید، در برابر وسوسه گسترش نامحدود لیست مقاومت کنید. اگر متوجه شدید که انواع مختلفی از مشتری دارید، سعی کنید آنها را در قالب الگوهای گستردهتر یا "خانوادههای پرسونا" که چالشها و نیازهای مشترکی دارند، گروهبندی کنید.
با سادهسازی مجموعه پرسونا و تمرکز بر تعداد قابل مدیریتی از گروههای کلیدی، برایتان بسیار آسانتر خواهد بود که کمپینهای بازاریابی، ارتباطات فروش، توسعه محصول، پشتیبانی مشتری و پیامرسانی کلی برند خود را به طور خاص با نیازهای منحصربهفرد آنها تنظیم کنید. تلاش برای همه چیز بودن برای همه افراد فقط صدای برند شما را تضعیف میکند و اثربخشی برنامههای بازاریابی شما را کاهش میدهد.
اشتباه شماره 3: مبنا قرار دادن پرسوناها بر فرضیات به جای دادههای واقعی
یک اشتباه بسیار رایج هنگام ایجاد پرسونای خریدار، تکیه بیش از حد بر فرضیات، کلیشهها یا شواهد حکایتی به جای مبنا قرار دادن پرسوناها در دادههای واقعی مشتری است. گاهی اوقات بازاریابان بر این باورند که مخاطبان هدف خود را به اندازه کافی میشناسند یا پرسوناها را بر اساس نظرات نمایندگان فروش ایجاد میکنند بدون اینکه این بینشها را از طریق تحقیق تأیید کنند.
پرسونای خریدار مؤثر باید ریشه در اطلاعات واقعی جمعآوری شده مستقیماً از مشتریان یا مشتریان بالقوه واقعی شما داشته باشد. این بدان معناست که انجام روشهای تحقیق اولیه مانند مصاحبههای انفرادی، نظرسنجیهای آنلاین، گروههای متمرکز، مطالعات قومنگاری و تجزیه و تحلیل دادههای مشتری موجود مانند سوابق CRM و تجزیه و تحلیل وبسایت.
به سادگی از نمایندگان فروش یا مدیران حساب خود نخواهید که مشتریان "معمولی" خود را توصیف کنند، بلکه به آنجا بروید و با افراد واقعی که محصولات یا خدمات شما را خریداری میکنند یا با آنها تعامل دارند، صحبت کنید. در صورت امکان، آنها را در محیطهای طبیعی خود مشاهده کنید. دادههای کمی را در کنار بازخورد کیفی برای درک جامع تجزیه و تحلیل کنید.
از پر کردن شکافهای دانش با حدس و گمان یا تعمیم خودداری کنید. صرف زمان برای انجام تحقیقات کامل در ابتدا ممکن است زمانبر به نظر برسد، اما با قادر ساختن شما به ایجاد پرسوناهای معتبر که واقعاً منعکس کننده رفتارها، ترجیحات، انگیزهها و نقاط ضعف مخاطبان هدف شما هستند، سود قابل توجهی خواهد داشت.
اشتباه شماره 4: عدم بهروزرسانی پرسوناها در طول زمان
پرسوناها یک تمرین یکباره نیستند که یک بار آنها را ایجاد کنید و سپس فراموش کنید. مخاطبان هدف شما به دلیل تغییرات در روندهای بازار، پیشرفتهای فناوری، تغییرات اقتصادی، تحولات فرهنگی و پویاییهای رقابتی دائماً در حال تکامل هستند. بنابراین، پرسونای خریدار شما باید در کنار این تغییرات تکامل یابد تا مرتبط و مفید باقی بماند.
متأسفانه، بسیاری از شرکتها پس از مرحله ایجاد اولیه، مرتکب اشتباه نادیده گرفتن پرسوناهای خود میشوند. آنها در بازبینی و اصلاح منظم آنها کوتاهی میکنند.
بهروزرسانیهای پرسونا را به عنوان یک عنصر تکرارشونده در جلسات برنامهریزی و استراتژی بازاریابی خود بگنجانید. همانطور که از طریق تلاشهای تحقیقاتی مداوم، بینشهای جدید مشتری را جمعآوری میکنید ـ مانند نظرسنجیهای بازخورد مشتری، گوش دادن اجتماعی، تجزیه و تحلیل رفتار کاربر، دادههای استفاده از محصول ـ مطمئن شوید که این یادگیریها را در پروفایلهای پرسونا خود ادغام میکنید.
مراقب تغییرات در رفتارها، نقاط ضعف، ترجیحات، سفرهای خرید و معیارهای تصمیمگیری مشتریان خود باشید. آیا چالشهای جدیدی در حال ظهور هستند؟ آیا نیازهای آنها به دلیل عوامل خارجی مانند رکود اقتصادی یا اختلالات تکنولوژیکی در حال تغییر است؟ پرسوناهای خود را بر اساس آن تنظیم کنید.
علاوه بر این، مراقب باشید که چگونه کسبوکار خودتان ممکن است در حال تکامل باشد، معرفی محصولات یا خدمات جدید، ورود به بازارهای یا صنایع جدید، یا هدف قرار دادن مناطق جغرافیایی مختلف. این تغییرات داخلی نیز میتوانند بر ارتباط پرسوناهای موجود شما تأثیر بگذارند.
با تازه و بهروز نگه داشتن پرسوناهای خود در طول زمان، اطمینان حاصل میکنید که کمپینهای بازاریابی شما با نیازها و انتظارات فعلی مشتریانتان همسو باقی میمانند—و تعامل و پتانسیل تبدیل را به حداکثر میرسانید.
اشتباه شماره 5: عدم فعالسازی پرسوناها در کل سازمان
در نهایت ـ و شاید مهمتر از همه ـ یکی از بزرگترین اشتباهاتی که شرکتها مرتکب میشوند، عدم فعالسازی و عملیاتی کردن کامل پرسونای خریدار خود در تمام بخشهای مرتبط در داخل سازمان است. پرسوناها فقط یک ابزار بازاریابی نیستند. آنها باید تصمیمگیریهای استراتژیک را در هر عملکردی که با مشتریان تعامل دارد، آگاه کنند.
اغلب اوقات پرسونای خریدار در اسناد یا ارائههای تیم بازاریابی محدود میشود بدون اینکه توسط تیمهای فروش، نمایندگان خدمات مشتری، مدیران محصول، طراحان UX، تیمهای رهبری یا سایر ذینفعان کلیدی پذیرفته شود.
بسیار مهم است که پرسوناها به منابعی به آسانی در دسترس تبدیل شوند که به خوبی مستند شده و به طور منظم در کل سازمان در میان گذاشته میشوند. جلسات آموزشی یا کارگاههایی را در مورد چگونگی استفاده موثر تیمهای مختلف از پرسوناها برای هدایت کار روزانه خود ارائه دهید ـ از ساختن پیشنهادات فروش شخصیسازیشده گرفته تا طراحی رابطهای کاربرپسند و حل مشکلات پشتیبانی مشتری با همدلی.
همکاری بینبخشی متمرکز بر بینشهای پرسونا را تشویق کنید تا رویکردی یکپارچه و مشتریمحور را در سراسر شرکت تقویت کنید.
هنگامی که پرسونای خریدار عمیقاً در فرهنگ و گردش کار شرکت شما گنجانده میشود ـ به جای اینکه بدون استفاده در سیلوها بنشیند ـ آنها به ابزاری قدرتمند برای همسو کردن هر تیم در اطراف درک مشترکی از اینکه مشتریان شما چه کسانی هستند و برای چه چیزهایی واقعاً ارزش قائل هستند، تبدیل میشوند. این همسویی سپس به پیامرسانی مرتبطتر، تجربیات شخصیسازیشده، نرخ رضایت مشتری بالاتر، وفاداری قویتر به برند و در نهایت نتایج تجاری بهتر تبدیل میشود.
کلام پایانی
توسعه پرسونای خریدار مؤثر، سنگ بنای اصلی هر استراتژی بازاریابی موفقی است. با این حال، افتادن در دامهای رایج ایجاد پرسونا که ارزش و تأثیر این کار حیاتی را کاهش میدهد، بسیار آسان است.
با اجتناب آگاهانه از این پنج اشتباه کلیدی ـ اتکا بیش از حد به دادههای جمعیتشناختی به تنهایی. ایجاد تعداد زیادی پرسونای پراکنده. مبنا قرار دادن پروفایلها بر فرضیات به جای دادههای محکم. غفلت از بهروزرسانیهای منظم. و عدم فعالسازی پرسوناها در کل سازمان ـ میتوانید پرسونای خریدار غنی و معتبری بسازید که به طور واقعی قلب و ذهن مخاطبان هدف شما را تسخیر کند.
سرمایهگذاری زمان و منابع لازم در ابتدا برای انجام تحقیقات کامل به شما این امکان را میدهد که مجموعهای متمرکز از پرسوناهای اصلی را ایجاد کنید که ریشه در بینشهای واقعی دارند. سپس اطمینان حاصل کنید که این پرسوناها عمیقاً در فرهنگ و فرآیندهای تصمیمگیری شرکت شما در هر سطح گنجانده شدهاند.
انجام این کار در طول زمان با قادر ساختن شما به ساخت کمپینهای بازاریابی، استراتژیهای فروش، نوآوریهای محصول و تجربیات مشتری مؤثرتر که واقعاً طنینانداز میشوند ـ و تعامل معنادار، وفاداری، رشد و موفقیت بلندمدت را برای برند شما به ارمغان میآورند ـ سود سهام پرداخت خواهد کرد.
در این مقاله می خوانید :
۵ اشتباه رایج در ایجاد پرسونا که به برند شما آسیب میزند
اشتباه شماره 1: تکیه بیش از حد بر دادههای جمعیتشناختی
اشتباه شماره 2: ایجاد تعداد زیادی پرسونا
اشتباه شماره 3: مبنا قرار دادن پرسوناها بر فرضیات به جای دادههای واقعی
اشتباه شماره 4: عدم بهروزرسانی پرسوناها در طول زمان
